خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 19:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 19:11

عشق، خواستگاری، حلقه، اصرار، مزاحمت، شکایت، تولد، صیغه، استعلام، تعلیق

ازونجایی که دیگه نمیشه اینجا با خیال راحت نوشت، شما میتونید با اینا داستان بسازید. وولی واسه من کلید واژست واسه یاداوری یه موضوعاتی ;-)

پ ن: یه جوری توی شوکم که دیگه به چشمای خودمم اعتماد ندارم چه برسه به رفیق..

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

دیروز که من رفتم دانشگاه که هیچ کلاسی تشکیل نشد، امروز که من نرفتم همش تشکیل شده :| دیروز یه چند ساعتی توی دانشگاه علاف شدیم. بعد رفتیم خوابگاه چون "ن" میخواست اتاقشو عوض کنه. هم اتاقیش وسایلشو ازش دزدیده، وقتی هم که بهش گفته میدونم تو برداشتی، گفته میرم کمیته انضباطی ازت شکایت میکنم به جرم تهمت زدن! یعنی ببین ادما چقدرررر میتونن پست و پررو باشن.. نکته ی بعدی همون داستانای صیغه و اینا بود که م

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

کلاس .... ترمی هفتصد هزار تومن؟؟؟؟!!!!! انصافا سر گردنست.. خب با این وضعیت که من نمیتونم برم دنبالش.. شت به این زندگی واقعا :| من همین الانم خرجم سر به فلک میکشه، دیگه هفتصد تومن خیلی زیاده خدایی.. بعبارتی در دیزی بازه، من گربه هنوز انقدر بی حیا نشدم که بخوام بگم من میخوام این کلاسو برم :-))))))

الان میرم سراغ یه گزینه ی دیگه، ولی چند سال دیگه برمیگردم به همین گزینه. شک نکن!

پ ن: به عبارتی لعنت به این زندگی که ادم نمیتونه خودش همچین درامدی داشته باشه تو دوران دانشجویی..

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

اقا بخدا انقدررررر من واسه دفاع فردا ذوق دارم که شک دارم خود خانم دکتر انقدر ذوق داشته باشه :-)))))

حالا چی بپوشیم واسه دفاع؟! *_*

+فقط یه جا توی عمرم حسرت اینو خوردم که پسر نیستم، اونم اینکه نمیتونم تو جلسه ی دفاع و فارغ التحصیلی و اینا کراوات بزنم. اصن من عاشق اینم که پسر می بودم، بعد همه جا کراوات میزدم :-)))

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

داشتم فیلم eteal sunshine of the spotless mind رو میدیدم. بعد به این فکر کردم که کدوم خاطرات هستن که عذابم میدن.. فالوش نمیکنم ولی پیجش پابلیکه. نمیدونم چی شد که پیجشو باز کردم. تو پیجش چی بود؟! برنامه های تلویزیونی ای که باهاش مصاحبه کردن، تیکه روزنامه هایی که مصاحبه هاش توش چاپ شده. دکتر فلانی.. کارشناس فلان.. وزارت خونه فلان.. تو کامنتاش دیدم مامانش اومده بود قربون صدقه ی پسر موفقش رفته بود

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

قرار نبود دیگه حرف بزنم ولی خدایی به چشم خواهری قشنگه :)

میشه طیف رنک آبی رو برای من مشخص کنی من متوجه بشم تو به چی میگی آبی؟ :)) شما پالت رنگی تون خیلی وسیعه

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

میگه مطمئنی این چیزیه که میخوای؟! من تا حالا ندیدم خانمی کارش این باشه! فکر نمیکنی خیلی سخت و طولانیه؟!

میگم اره خب. کسی که دنبال داشتن یه زندگی خانوادگی و ازدواج و این حرفاست طرفش نمیره. ولی منو که میشناسی. کلا قضیم فرق میکنه.. تا پنجاه سالگیمو هم واسش برنامه دارم. اونم برنامه های یه نفره ;-)

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 6:40

اگه واسه یه روزم که شده ادبیات مردسالارانه برعکس میشد: پسری که اینطوری لباس بپوشه معلومه که خرابه! در شان یه مرد نیست توی خیابون با صدای بلند بخنده. تا زنت اجازه نداده حق نداری از خونه بری بیرون. به هر حال زنته، حق داره. اه اه. چرا چاقی/لاغری؟ زنت حق داره بره یه شوهر دیگه بکنه دیگه. شما مردا عقل و ایمانتون ناقصه. نمی فهمید دیگه. اصلا علم هم ثابت کرده مردا از لحاظ فیزیولوژیک توانایی این کار

برچسب: کلیشه,برعکس, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:15

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور,بعبارتی,کوالا, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:15

سلام

اخ چقدر موقعیت بدی میشه برام پیش اومده!

راستی پریا,چرا توی فیدیبو وقتی یه کتاب تموم میشه نمیره توی لیست خوانده شده ها؟:( من دوست دارم اون لیسته زیاد شه ذوق کنم ولی نمیره اونجا!

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

من پستامو مینویسم ولی مدتهاست دلم نمیاد منتشرشون کنم. اینجا حس خیلی خیلی بدی بهم میده.. کلا همیشه با نوشتن از زندگی شخصی خودم مسئله داشتم. اینکه تو بیای از زندگی خودت که طبق اصول و فرهنگ خانوادگی و عقاید و گذشته ی خودته بنویسی، و دیگران با طرز تفکر و عقاید خودشون بسنجن و اظهار نظر کنن. بعضی وقتا انقدررررر تفاوتای فرهنگی زیاده که مثلا من یه سری از پستا رو هیچ وقت منتشر نکردم چون میدونستم مسلما بازخ

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

انقدررررر حالم بده که نمیتونم تکون بخورم. اخه این سرماخوردگی بد موقع چی بود؟! فردا صبح انتخاب واحده. بباید بشینم کدارو بنویسم و اماده کنم واسه فردا ولی واقعا توانشو ندارم میگه فلانی گفته بگو کدوم کلاسارو برمیداری تا منم بردارم.راستی باید حتما حتما با فلانی و فلانی هم باشیما. بهشون گفتم تو کدارو مینویسی واسه هممون! بعد با خودم فکر میکنم راسته که لطف مکرر میشه حق مسلم. کد نوشتن چیه؟! این چند ترم ا

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

میگم این عکسی که از خودت گرفتی قشنگ نیست، اینو نذار. یهش برمیخوره. میگه دوست نداری آنفالو کن. آنفالو میکنم. میگه با اون یکی پیجت هم آنفالو کن. میگم اوکی.. میاد میگه ببین این کپشن خوبه بذارم واسه عکسم؟! میگم خوبه. [مزخرف بود. چون دوست داره به زور بشنوه خوبه، اینطوری بهش جواب میدم] میدونم منتظره که بگم واسه کدوم عکس ولی نمیگم! میگه از دستت در رفت. این عکسی که توی عروسی گرفتم خیلی خوبه. بازم تمایلی ن

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

اینم برنامه ی این ترم. باورم نمیشه علوم پایه تموم شد و بالاخره ما هم سال سه ای شدیم. خیلی خیلی برنامه ی بدی شده. سه روز در هفته از دو تا چهار ساعت وسط روز توی دانشگاه علافم.. دو روز کلاس هفت و نیم صبح دارم که فاااجعست. ساعت پنج و نیم، شیش صبح باید از خونه بزنم بیرون که توی پاییز و زمستون واقعا شبه. نه تنها هوا کاملا تاریکه، تاکسی هم پیدا نمیشه. اینکه باید چهار صبح بیدار شم که دیگه هیچی :|||| +دو س

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

فاز اینایی رو که توی گودریدز هم قصد آشنایی و دوستی دارن واقعا نمی فهمم !!

یکی پیام داده: پریاجان شما میتونی از طریق ای دی فلان با من تماس بگیری و از آرزوها و علایقت حرف بزنی :-))))))))

+ من حالم بده واقعا. مدتها بود سرما نخورده بودم. یه جوریه که بازدهیم صفر صفره. امروز به سختی انتخاب واحد کردم.

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

دقیقا منم همین فکرو میکنم! تازه اینجا سابقه ی به سرقت رفتنو هم داره!

مرسی مرسی. کیفیت دوربینم بده وگرنه خیلی خیلی رنگشون شادتر و پررنگ تره ;-)

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

ظاهرا هیچ خبری نیست. هیشکی هم قرار نیست بیاد :| دیگه منم دیدم زیادی بیکارم و حوصلم سر رفته، دارم با در و دیوار عکس میگیرم :-)))))

تا حالا دقت نکرده بودم که این کفپوشا همرنگ کفشای منن :-))))

+ نمیدونم دوربین گوشی من چه مسئله ای با رنگ آبی داره که انقدر کم رنگ و رنگ و رو رفته نشونش میده. درصورتی که در واقعیت اینا پررنگن اصن..

++ دیگه داره خوابم میبره :| فکر کنم دیگه باید درارو ببندم و برم خونه..

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

دیشب داشتم واسه معلوم یه چیزایی رو تعریف میکردم. بعد به ذهنم رسید بعضیاشو هم اینجا بنویسم. همین الانشم نصف بیشتر خاطراتم تو ذهنم نمونده. سال 83 من کلاس زبان میرفتم. اون موقع سوم ابتدایی بودم. اون موقع ها هنوز کلاس زبانا مختلط بود و هنوز British درس میدادن نه American. بعد اینکه منم به شدت ریزه میزه بودم. هنوز که هنوزه یکی از استادام سر هرکلاسی میره بعد این همه سال، میخواد بزنه تو سر بقیه میگه یه

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 14:19

یعنی من همه ی لحظه های جالب و جذاب خانوادگی رو همیشه بخاطر درس از دست دادم :|

رفتن بیمارستان، اتاقو تزئین کردن، ازین عروسکای گنده بردن، کیک و شمع تولد بردن، بعد واسه خودشون جشن گرفتن و اینا.. و من طبق معمول همیشه حضور نداشتم.. :-(

برچسب: میخواد, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

فردا هم که بگذره و تموم شه، بعد منم دو هفتههههه تعطیلات دارم. بعد انقدررررر بهتون فخر میفروشم که تلافی همه ی فیلما و سریالایی که دیدید و کتابایی که خوندید و همش واسه من که توی تحریم بودم عین اینه ی دق بود، در بیاد. تازشم! گات روهم میبینم :||||| یه عالمه هم کتاب خریدم :-)))))) + مامانم امشبو بیمارستان میمونه و من تا حد مرررررگ احساس تنهایی میکنم. انقدرررر حس و حال بدی دارم که خدا میدونه. تنها نیست

برچسب: دیگه,اخریشه,واسه,امروز, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

من همه ی زندگیم درس بوده و هست. اجتناب ناپذیره..

درسای ما دو سال اولش که من فردا قراره ازمونشو بدم فقط باید واسه ی بیس علمی بلدشون بود. ولی درسای چهار سال بعد مهمه.. اگه به درد نخورن که مریض به فنا میره :-))))

برچسب: شهریوررررر, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

الان دلم میخواست جای تو باشم چون من کلا روزای قبل امتحان حالم خیلی خوبه(روز قبل علوم پایه که بعد یک ماه از خونه اومده بودم بیرون دیگه توپ توپ بودم)...بیشتر به این حسودیم میشه که بعدش ریلکسسس میشی و چه حالی داره.
گرچه ما از روز بعد علوم پایه کلاسامون شروع شدن ولی من رسما تا دو هفته دست به کتاب نزدم:))

+میدونم میترکونی!!!

برچسب: اینم,آخرین,علوم,پایه,بودن, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

دلم میخواست واسه فردا بعد امتحان برنامه بیرون رفتن بریزم. بعد دیدم م که اهوازه و اونجا علوم پایه میده. ی هم که شبش عروسی دعوته. وقتی اینا نباشن هم که من با کسی بیرون نمیرم. بیرون رفتن هم کنسل شد تا شروع ترم جدید :-( فکر کنم باید اناتومی رو کلا بیخیال شم، با اینکه خیلی وقت و انرژی ازم گرفت. فقط من میدونم فردا امتحان با علوم تشریح شروع میشه و من با دیدن سوالا جان به جان افرین تسلیم میکنم :-))))) مام

برچسب: شهریور, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: شهریوررررررر, نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:11

صفحه بندی